سالهای پیش از دانشگاه : آن روزهای خوش
دانشجوی تازه وارد : هالوی خوش شانس
ثبت نام ترم جدید : ده فرمان
دانشجویان ساكن خوابگاه : جنگجویان كوهستان
خوابگاه شهرك : اینجا آخر دنیاست
دانشجوی پزشكی : به خاطر یك مشت دلار
دانشجوی ادبیات : نان و شعر
وام تحصیلی : جهیزیه رباب
خوابگاه دانشگاه : خانه كوچك
خانواده دانشجویان : بینوایان
دانشگاه آزاد : جیب برها به بهشت نمی روند
دانشجوی مدل رپی : الو، الو، من جوجوام
دانشجوی فوق لیسانس : قهرمان قهرمانان
انتخاب درس افتاده : زخم كهنه
استاد دانشگاه : یك گروه خشن
اولین امتحان : اولین خون
شب امتحان : امشب اشكی میریزد
مراقبین امتحان : سایه عقاب
شاگرد اول كلاس : مردی كه زیاد می دانست
تقلب : عملیات سری
تدریس در دانشگاه : تجارت
روز دریافت كارنامه : روز واقعه
تعطیلات بین ترمی : روزهای خوب زندگی
اعتراض دانشجو : بایكوت
شماره دانشجویی : مدرك جرم
اعتراض برای كیفیت غذا : می خواهم زنده بمانم
روز پرداخت وام دانشجو : روز فرشته
دانشجوی اخراجی : مردی كه به زانو در آمد
دانشجوی مشروطی : مردی كه موش شد
آینده تحصیل كرده : دست فروش
كلاس های ساعت 12-2: خواب وبیدار
رئیس دانشگاه : مرد نامرئی
تصویب شهریه برای دانشجویان : تاراج
استاد راهنما : گمشده
به دنبال سرویس : دونده
آشپزهای سلف سرویس : هفت سامورائی
ازدواج دانشجوئی : عروسی خوبان
دانشجویی كه تغییر رشته داده : بازنده
بوفه دانشگاه : غارتگران
سرویس دانشگاه : اتوبوسی بسوی مرگ
امید به بهبود اوضاع : توهم
غذای امروز : سلف self
گردهمایی استادان : دسیسه
كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان
پاس كردن یك درس: یكبار برای همیشه
دانشجویان لم داده جلوی پنجره های سالن : دید بان
علت نیافتن بعضی از دانشجویان : رابطه پنهان
رئیس دانشكده : سناتور
التماس برای نمره : اشك كوسه
امور دانشجویان : سایه شوگان
سوار شدن به اتوبوس : یورش
نماینده كلاس : بهترین فرد بد
ترم آخر : بوی خوش زندگی
پایان نامه : زندگی دیگر هیچ
تصویه حساب : خط پایان
شیرینی گرفتن از فارغ تحصیلی : ضربه آخر
عمر دانشجو : بر باد رفته
دانشجوی فارغ التحصیل : دیوانه از قفس پرید
مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت
انصراف دادن : فرار بسوی خوشبختی
ادامه تحصیل تا دكترا : دیدار در استانبول
وعده رئیس دانشگاه : بلوف

شبهای خوابگاه وقت امتتتتتتحححححان

خوابـگاه دخــتـران ( شب )
سکـانس اول :(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)شبنم :ِ وا!… خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه : خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)

شبنم : بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه : چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان "حقوق مدنی "رو زدن تــو بُــرد. منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده ۱۹!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم :(او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم… گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟لالـه : (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم ۸ دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط ۸ دور… (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم :
عزیزم… دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط ۷ – ۸ دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگت پف کرده گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه : نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت ۵/۷ بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)

شبنم : چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته : (با دلهــره) کمـک کنیـد… نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم : لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته : خب، منــم ۱۹ بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.

(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.)

خوابــگاه پســران (شـب)

سکــانـس دوم :(در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)میثـــاق : مهـدی… شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی : نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق : اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی : آره… منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟

میثــاق : مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان : تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه ۱۰ دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری…

مـهدی : (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون… اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق : چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا : پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی : اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه….. .!!!
و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.!

 

     بچه ها سلام این متن و خودم نوشتم  امیدوارم با گذاشتن این مطلب به کسی بر نخوره .

     چون همش برای مزاح و خنده نوشتم ..حالا نظر بدید دختر خانوم ها و آقا پسرا واقعیت داره یا نه؟؟؟

اینم رتبه چمرانیاااااااااا در جهانننننننننننننن...

رتبه بندی دانشگاه های ایران در جهان

رتبه دانشگاههاي ايران در جهان

نوشته شده توسط جواد خدایی

چند روز پيش برام يه ايميل اومده بود در خصوص Ranking دانشگاههاي ايران در دنيا، خيلي برام جالب بود رفتم به سايتش سر زدم و رتبه دانشگاههاي مختلف دنيا رو ديدم و اين موضوع باعث شد بيشتر از قبل تعجب كنم و دهانم باز بمونه.

رتبه دانشگاههاي ايران رو به ترتيب از تاپ ترين در زير نوشته ام:

دانشگاه تهران 1463

دانشگاه علوم پزشكي تهران 2301

دانشگاه تربيت مدرس 2633

دانشگاه علم و صنعت 2699

دانشگاه فردوسي 2790

دانشگاه شريف 2844

دانشگاه علوم پزشكي شيراز 2953

دانشگاه شهيد بهشتي 3536

دانشگاه اميركبير 3004

دانشگاه اصفهان 3208

دانشگاه صنعتي اصفهان 3266

دانشگاه خواجه نصير 3308

دانشگاه امام صادق 3325

دانشگاه شيراز 3362

دانشگاه شهيد بهشتي 3536

دانشگاه علوم پزشكي اصفهان 3956

دانشگاه تبريز 4139

دانشگاه علوم پزشكي تبريز 4277

دانشگاه علوم پزشكي ايران 4387

دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي 4666

دانشگاه كاشان 4709

دانشگاه اروميه 4754

دانشگاه پيام نور 4915

دانشگاه شهيد چمران اهواز 4965

دانشگاه الزهرا 4995

دانشگاه آزاد اسلامي تهران جنوب 5119

دانشگاه بوعلي سينا 5290

دانشگاه علوم پزشكي مشهد 5371

دانشگاه علوم پزشكي گيلان 5421

دانشگاه يزد 5633

دانشگاه امام رضا مشهد 5704

دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله 5992

دانشگاه زنجان 5994

دانشكده علوم حديث 6021

دانشگاه سيستان و بلوچستان 6051

دانشگاه شهيد باهنر كرمان 6097

دانشگاه مازندران 6114

و الي آخر

متاسفانه بهترين رتبه دانشگاههاي ايران 1463 است و اونهم متعلق به دانشگاه تهرانه.

دانشگاه شريف اصلا رتبه خوبي كسب نكرده و البته از ديد من رتبه اي كه بهش داده اند درسته چون شريف از شريف بودنش بيشتر اسمش مونده تا چيز ديگه. درباره دانشگاه شهید چمران هم که روم به دیوار... حسابی گل کاشته!!!!!!...

مخصوصا در اين چند سال بعضي از دانشگاهها از جمله تهران و تربيت مدرس به شدت خودشون رو بالا كشيده اند اما ساير دانشگاهها يا درجا زده اند يا پس رفت كرده اند.

اما در كل: براي كشوري كه دانش آموزان خودكشي مي كنند تا به دانشگاهها برسند خيلي بده بهترين رتبه بالاتر از 1400 باشه و رتبه دوم بالاتر از 2000! بنظرم ما حقمون بيشتر از اينهاست حداقل يك عدد دانشگاه با رتبه حدود 500 نياز داريم.

من رفتم بقيه مناطق رو هم ديدم اول آمریکا و کانادا!! كه واقعا برام جالب بود كه از 100 تا دانشگاه برتر در آمريكا و كانادا حدود 90تاش آمريكايي هستش و رتبه ها مغزت رو مي تركونه! تمام رتبه هاي اول دنيا مال آمريكاست.

رتبه بهترين دانشگاه اروپا 19 هستش و دومي 32، شايد در كل براي اون همه كشور رتبه هاي بهتري لازم بود اما به هر حال چند كشور مهمتر اروپايي بيشتر دانشگاههاي خوب رو دارند.

منطقه اقیانوسیه رو هم كه استراليا فتح كرده و رتبه بهترين دانشگاهش 61 است. شمردم ديدم حداقل 36 تا دانشگاهش رتبه زير 1000 دارند!!

کشورهای آسیایی( ژاپن و ...) از 139 شروع مي كنند! و بهترينش هم مال سنگاپوره! در كل دانشگاهاشون بد نيست. رتبه زير هزار هر كدوم حدود 10-15 تا دارند.

آمریکای لاتین هم بد نيست اوليش مربوط به مكزيكه با رتبه 81 و بعد برزيل با رتبه 97.

جالب اين بود كه گفتم برم آفريقا رو ببينم و يكم بخندم. اما خندم خشك شد دهانم يك متر باز شد وقتي ديدم بهترين رتبه دانشگاه آفریقا 356 است! ديگه فكر مي كردم اينها بالاي 2000 باشند!

دانشگاه تهران گل سر سبد خاور میانه است! رتبه دوم در خاور ميانه. ببينيد وضع خاور ميانه مثل اينكه نه تنها در كل مسائل حياتي دنيا خرابه بلكه از نظر دانشگاهي هم خرابه....

و اما یه خانم یا آقای محترمی که خودشون رو "یه ۸۸ی" معرفی کردن میخواستن درباره ی معیار این رتبه بندی بدونن که منم سعی کردم در اسرع وقت اینو به وبلاگ اضافه کنم...

كسب رتبه دوم کشوری دانشگاه چمران

بدخوب

معاون پژوهشي دانشگاه شهيد چمران اهواز گفت : اين دانشگاه در رتبه‌بندي دانشگاه‌هاي كشور در سال 90 ـ 89 از نظر تعداد قراردادهاي پژوهشي و مبلغ قراردادها به ترتيب دوم و سوم شد.

دكتر زراسوندي گفت: در رتبه‌بندي دانشگاه‌هاي كشور در سال 90 ـ 89 كه توسط معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري انجام شد، دانشگاه شهيد چمران از لحاظ تعداد قراردادهاي پژوهشي پس از دانشگاه تهران در جايگاه دوم قرار گرفت و دانشگاه تربيت مدرس رتبه سوم را كسب كرد.

وي افزود: در اين رتبه‌بندي، دانشگاه شهيد چمران از لحاظ مبلغ قراردادهاي پژوهشي پس از دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتي اميركبير رتبه سوم را از آن خود كرد.

معاون پژوهشي دانشگاه شهيد چمران اهواز گفت: دانشگاه شهيد چمران اهواز در رتبه‌‌بندي دانشگاه‌هاي شهرستان‌ها - به غير از تهران - هم از لحاظ مبلغ و هم از نظر تعداد قراردادهاي پژوهشي، با اختلاف بسيار زياد نسبت به ساير دانشگاه‌ها رتبه نخست كشور را كسب كرد.

دانشگاه چمران 15دانشگاه ایران

دانشگاه شهید چمران اهواز 11 پله در رتبه بندی کشور صعود کرد

اهواز- دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 1390 از نظر معیارها و شاخص های پژوهشی، آموزشی، وجهه بین المللی، تسهیلات، امکانات و فعالیت های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از میان دانشگاه های کشور با 11پله صعود از رتبه 26 به رتبه 15 ارتقا یافت.

به گزارش خبرنگار ایرنا، رییس دانشگاه شهید چمران اهواز روز دوشنبه با اعلام این مطلب در نشست خبری با خبرنگاران رسانه های گروهی در اهواز بیان داشت: این ارزیابی بر اساس شاخص های تعریف شده از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام شد و در این میان دانشگاه شهید چمران بیشترین میزان ارتقا را در میان دانشگاه های کشور به خود اختصاص داده است.

دکتر ˈحسن مروتیˈ افزود: در بخش پژوهش با ضریب 50 معیارهایی چون کیفیت پژوهش و کارایی آن، اختراعات و اکتشافات، دریافت جوایز علمی و پژوهشی توسط اساتید، نسبت دانشجو به استاد و در بخش آموزشی با ضریب 35 شاخص هایی از قبیل نسبت اعضای هیات علمی با دانشجویان، تعداد دانشجویان رشته های تکمیلی، نرخ رشد دانشجویان تکمیلی، شمار دانشجویان شرکت کننده در آلمپیادهای بین المللی، سرانه عنوان کتاب، نشریات چاپی و کتابی و تعداد مراکز تحقیقاتی مورد توجه و ارزیابی دقیق قرار گرفته است.

به گفته وی در این ارزیابی دانشگاه تهران رتبه اول و دانشگاه های صنعتی شریف، امیرکبیر، تربیت مدرس، علم و صنعت ایران، شیراز، صنعتی اصفهان، فردوسی مشهد، شهید بهشتی، تبریز، خواجه نصیرالدین طوسی، دانشگاه اصفهان، مازندران، ارومیه و شهید چمران اهواز رتبه های دوم تا پانزدهم را به خود اختصاص دادند.

رییس دانشگاه شهید چمران اهواز، تهیه یک هزار و 270مقاله، برگزاری پنج همایش، انجام 46طرح تحقیقاتی، 91 طرح تحقیقاتی مشترک با دستگاه های اجرایی استان، چاپ 107کتاب، 17کتاب تجدید چاپ، 98کتاب تالیفی، 32کتاب ترجمه ای را از دیگر موفقیت های علمی این دانشگاه در سال گذشته خواند.

دکتر مروتی در ادامه گفت: در سال مورد اشاره از 796 پایان نامه دفاع شده, 759 پایان نامه در مقطع کارشناسی ارشد و 37پایان نامه در مقطع دکترا بوده است.

وی گفت: هم اکنون یک هزار و 420پایان نامه در حال انجام کار تحقیقی است که امیدواریم تعداد زیادی از این پایان نامه ها در سال جاری به اتمام برسد.

دکتر مروتی در توضیح موفقیت های علمی دیگر دانشگاه شهید چمران در سال 1390 اظهار کرد: در این سال با دریافت مجوز انتشار 13مجله جدید، شمار مجلات تخصصی دانشگاه به 27مجله رسید ضمن آنکه پارسال معاونت های فرهنگی، پژوهشی و آموزشی دانشگاه رتبه های برتر در کل دانشگاه های کشور را کسب کردند که این خود موفقیتی در خور توجه برای این مرکز علمی محسوب می شود.

وی ابراز امیدواری کرد با توسعه زیرساخت های دانشگاه، افزایش رشته های تکمیلی و توسعه تولیدات علمی و پژوهشی بتوانیم رتبه این دانشگاه را تک رقمی کنیم که با توجه به پتانسیل ها و ظرفیت های موجود و عزم ستودنی مجموعه دانشگاه این کار شدنی است.

دکتر مروتی، وظیقه این دانشگاه در حفظ این جایگاه و ارتقا آن در سال های آینده را سنگین عنوان کرد و یادآور شد سال گذشته 30 قرارداد با دانشگاه آزاد اسلامی برای تامین دکترای PHD منعقد شده و در این راستا توانستیم 50 عضو جدید هیات علمی (دکترای PHD) را در دانشگاه جذب کنیم.

وی با بیان اینکه سال گذشته آمادگی داشتیم 300نفر عضو هیات علمی را جذب کنیم ابراز امیدواری کرد با ایجاد انگیزه و تسهیلات رفاهی و برخی مشوق ها بتوانیم تعداد بیشتری هیات علمی جذب دانشگاه کنیم.

رییس دانشگاه شهید چمران تعداد هیات علمی کل دانشگاه های خوزستان را دو هزار و 600نفر و شمار دانشجویان استان را 250هزار نفر عنوان کرد و افزود: باید نسبت دانشجو به استاد 17 به 1 باشد ولی هم اکنون این نسبت 25به 1 است که این امر نشان می دهد باید تلاش کرد هیات علمی مورد دانشگاه های استان را جذب و بکارگیری کرد.

بر اساس آمار رسمی، دانشگاه شهید چمران اهواز با 45رشته دکترا، 95رشته کارشناسی ارشد، 80رشته کارشناسی و دو رشته کاردانی به عنوان بزرگترین و معتبرترین دانشگاه جنوب غرب کشور هم اکنون 16هزار و 800 دانشجو و 536عضو هیات علمی دارد. 

بچه ها بخونید و حالشو ببرید ....

بهترین دوست

 

                                       

سلام دوستان خسته نباشید .

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر می‌کرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و به سرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند.
عارف به حضور شاه شرف‌یاب شد. شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: “بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آن‌ها سپری کن.”شاهزاده با تمسخر گفت: “من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! ” عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوش‌های آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.
سپس دومین عروسک را برداشته و این بار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد. او سومین عروسک را امتحان نمود و تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش می‌رفت، از هیچ‌یک از دو عضو یادشده خارج نشد.
استاد بلافاصله گفت :”جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته.”
شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: “پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و من هم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود.”
عارف پاسخ داد: “نه!” و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آن را به شاهزاده داد و گفت: “این دوستی است که باید به دنبالش بگردی”
شاهزاده تکه نخ را برگرفت و امتحان نمود. با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت :”استاد اینکه نشد!”
عارف پیر پاسخ داد: “حال دوباره امتحان کن”.
برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد. شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقی ماند!
استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: “شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند.”

                                                                                                         "  سمیرا "

 

سوالاته صرف ...

سلام .سولات امتحانی درس صرف
1. 4مورد درباره ضمایر بنویسید؟
2. 4مورد درباره من بنویسید؟
3. 4مورد صیغه مبالغه بنویسید؟
4.اسم های فاعل در سوره الحمد را بنویسید؟
5. 5مصدر باب افعال را بنویسید؟
6. دو معنی صیغه افعل با نمونه ها
7.چهار مورد در باره الف بنویسید؟
8. آیا در فارسی افعل معتل است؟
9.افعال معتل با نمونه ها 6مورد بنویسید؟
10.چند فعل معتل در سوره الحمد بنویسید؟
ضمنا امتحان از صفحه 10 تا 17 میباشد.
سولات امتحانی درس نحو
1. 4مورد جزم با نمونه ها؟
2. 4مورد در باره کلمه ما؟
3. افعال خمسه یسطرون(بامعنی)
4. چهار مورد مفعول به که به فعل امر محذوف است؟
5. 4مورد در باره کان با نمونه ها؟
6.صفحه 14 جمله 14 5مورد برای اکرم نوشته شود
7.صفحه 17 جمله 6 5مورد نحوی نوشته شود؟
8. صفحه 17 جمله 6 چهار مورد در باره نا ؟
9.صفحه 17 جمله 5 5مورد نحوی نوشته شود؟
10.چهار مورد در باره مضاف الیه؟
11.درباره ضمیر ی نوشته شود؟
12. چهار مورد در باره منادی نوشته شود؟
13.چهار مورد درباره و نوشته شود؟
14.صفحه 21 جمله 5 اعراب های تقدیری درآورده شود؟
ضمنا امتحان نحو از صفحه 10 تا 21میباشد
دوستان عزیز این سولات در جلسه آخر توسط دکتر چوبین گفته شده است.موفق باشید.

      سلام دوستان  خسته نباشید .

این سوالاتو آقای کهوازی  لطف کردن در نطرات گذاشتن و منم تو وبلاگ گذاشتم . لطف کنید 

 به دوستانه خودتونم که سری به وب نمیزنن بگین حتما دیدن کنن ممنون میشم  موفق باشید  

و در ضمن آقای کهوازی ممنون از لطفتون .

 

 

 

ارزش آدما .....

یه سخنران معروف سمینار خود را با بالا گرفتن یک 20 دلاری آغاز نمود. او از 200 نفر شرکت کننده در سمینار پرسید : " کی این اسکناس 20 دلاری رو دوست داره ؟"
دست ها شروع به بالا رفتن کرد .

او گفت : " من می خوام این 20 دلاری رو به یکی از شما بدم. اما اول بذارین یه کاری بکنم. " سپس شروع به مچاله نمودن اسکناس کرد.

پس دوباره پرسید : " کسی هست که هنوز این اسکناس رو بخواد ؟ "

باز دست ها بالا رفت .

او اینگونه ادامه داد :" خب ، اگر من اینکار رو با اسکناس بکنم چی ؟ "
و بعد اسکناس رو به زمین انداخت و با کفش خود شروع به مالیدن آن به کف اتاق کرد.

سپس آنرا که کثیف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت :" هنوز کسی هست که این 20 دلاری رو بخواد ؟ "

اما هنوز دست ها در هوا بود.

سخنران گفت :" دوستان من ، همگی شما یک درس با ارزش فرا گرفتید. شما بی توجه به اینکه من چه بلایی سر این اسکناس آوردم، باز هم خواستار آن بودید زیرا هیچ چیز از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار می ارزید . "

خیلی از اوقات در زندگیمون، ما بوسیله تصمیم هایی که می گیریم و وقایعی که واسه مون پیش میاد، پرتاب، مچاله و به زمین مالیده می شیم . در این جور مواقع احساس می کنیم که ارزش خود را از دست داده ایم. اما مهم نیست که چه اتفاقی افتاده یا خواهد افتاد ، به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید :

تمیز یا کثیف ، مچاله یا صاف ، باز هم شما از نظر اونایی که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زیادی دارین .
" ارزش زندگی ما بر اساس اون چیزی که هستیم تعیین می شه ."

 

  بچها سلام . امروز که داشتم نظراتو تایید میکردم باز ی نا شناس یه چیزایی گفته بود

 

 خیلی ناراحتم کرد .. واسه این این داستان و گذاشتم که بخونش تا بدونه ارزش آدما با

 

 حرفای دیگران کم نمیشه ... فقط نمیدونم چکار کردم چه هیزم تری بهش (همون

 

ناشناسه ) فروختم که انقد گستاخ شده ...؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گذاشتم این مطلبو تا همه براش

 

تاسف بخورن ... .

کوتاه ولی خواندنی ....

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است .

تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد .

در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند .

اما پس از خواندن اولین نامه غش می کند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته ..من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کرد. همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا می بینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه.

وای چه قدر اینجا گرمه

وای ببین حال و روزه دانشجوارووووووووو...

dashejo2 150x150 عکس هایی از دانشجویان در روز های قبل امتحان!!!

 

dashejo1 150x150 عکس هایی از دانشجویان در روز های قبل امتحان!!!

dashejo6 150x150 عکس هایی از دانشجویان در روز های قبل امتحان!!!

 

dashejo12 150x150 عکس هایی از دانشجویان در روز های قبل امتحان!!!

 

 

dashejo15 150x150 عکس هایی از دانشجویان در روز های قبل امتحان!!!

 

 

dashejo16 150x150 عکس هایی از دانشجویان در روز های قبل امتحان!!!

 

سلام دوستانه عزیز حاللللللللتون چطوره ؟؟؟؟؟؟الان حسابییییییی درس می خونید ؟؟؟؟آره ؟؟؟

حال و روزتون مث این عکسا هست یا نه ؟؟؟؟اتاقا کثیف .لباسا نشسته . بی غدا . چشما پف کرده

وایییییییییی قیافه ها دیدنیه ؟؟؟؟؟؟؟؟ الهی دوستای گلم آقا پسرا دختر خانوما همتون درساتون و

بخونیدو موفق بااااااااااااشید .

 

بخون جاااااااااالبه ؟؟؟؟؟

اتومبيل دانشجوی بیچاره ای كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. دانشجو به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي دانشجو مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود .. صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
دانشجو با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان دانشجو بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه باز هم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار دانشجو گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
دانشجو تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
دانشجو گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه دانشجو را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به او گفت : «صدا از پشت آن در بود»
دانشجو دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . دانشجو گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . دانشجو درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . دانشجو كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.

.

.

.

.
.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد ....

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد